العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

152

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

كه انسان كاملى كه يقين را در حد كمال داشته باشد به هيچ وجه اسباب و وسائل و وسائط را ميزان نفع و ضرر نميداند كه اينها استقلال در اثر ندارند نظرش در همه جا به سبب و علت العلل است فقط با او سر و كار دارد ولى كسى كه به اين حد از يقين نرسيده وظيفه‌اش گريختن است چون اسباب و وسائط را مىبيند و آنها هم در اين حال خطر را نشان ميدهند پس بايد خود را از اين خطر نزديك رها كند . و جملهء ( و هذا اليقين اين همان يقين است ) كه در اين حديث بود به اين معنا است كه اين آرامش خاطر على عليه السّلام از ثمرات و نتائج يقين به قضا و قدر الهى و يقين بقدرت و حكمت و لطف و محبت او و يقين بصدق و راستگوئى پيغمبران است . 11 - كافى . . . صفوان جمّال ( شتردار ) گويد از حضرت صادق عليه السّلام از تفسير اين آيه سؤال كردم . وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما و اما داستان ديوار ( در موضوع قضيه خضر و موسى عليه السّلام مربوط است به دو جوانى كه در شهر بودند و در زير پايهء آن ديوار گنج نهفته‌اى براى آنان بود سورهء كهف 82 . فرمود آن گنج طلا و نقره نبود نوشته‌اى بوده كه در آن چهار جمله ثبت شده بود : 1 - نيست خدائى بجز من 2 - كسى كه به مردن يقين دار لم يضحك سنه خنده زياد نمىكند 3 - كسى كه يقين به حساب و كيفر و پاداش داشته باشد سرور و خوشحالى براى او نيست و هميشه در فكر آن روز بزرگ است 4 - كسى كه به قضا و قدر يقين دارد جز خدا از كسى نميترسد . بيان أَمَّا الْجِدارُ اين آيه مربوط است بداستان خضر و موسى عليه السّلام كه تفسيرش گذشت و شرح آن در كتاب نبوت گفته شد وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما مرحوم طبرسى در مجمع گويد كنز و كنج به آن چيزى كه نهفته باشد از طلا و نقره و غير آنها گفته مىشود و در بارهء اين گنج زير ديوار انظار مختلفى هست . ابن عباس و ابن جبير و مجاهد گفته‌اند كتابهاى علمى بوده كه در آن محل دفن شده ابن عباس تصريح كرده كه جز مطالب علمى چيزى نبوده و گفته شده گنج طلا و نقره بوده كه اين حديث را ابو الدرداء از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نقل كرده و گفته شد ورقه و لوحى از طلا بوده كه در آن اين مطالب بوده تعجب از كسى است كه ايمان به قضا و قدر دارد و در عين حال اندوهناك مىشود ( ايمان به قضا و قدر با غم و غصه جمع نميشود ) كسى كه برازقيّت خدا ايمان و يقين دارد و رنج و زحمت فراوان نمىكشد ( فقط به مقدار وظيفهء خود سعى و كوشش دارد ) كسى كه يقين بمرگ دارد چگونه سرور و خوشحالى به خود راه ميدهد كسى كه ايمان به حساب دارد چگونه غفلت مىكند ! كسى كه با چشم خود